گزارش برنامه اتو استاپ شاهرود به گرگان



شرح برنامه

                                                          به نام خدا

 

تاریخ اجرا: یکم الی پنجم فروردین 97

نام برنامه : جنگل نوردی و اتو استاپ شاهرود به گرگان

نام سرپرست : اقای سعداله بیک زاده

شرکت کنندگان:

        اعضا:

خانم : نغمه بیک زاده

اقایان: سعداله بیک زاده، مهدی حمزه لو ، احسان غفوری، مصطفی آقامحمدی

      میهمانان:

خانمها : ناهید نیکو، مریم مهرآسا، لیلا شوندی، نسترن اشلی، کیمیا احمدنژاد

آقایان : جمال اشلی، علی سجادی راد، مهدی محمدی، بهزاد عبدلمالکی، فرزان اورنگی

تقسیم وظایف :

جلو دار:اقای مصطفی آقا محمدی

عقب دار: اقای مهدی حمزه لو

عکاس : اقای بهزاد عبدالملکی

تماس با پشتیبان : خانم نغمه بیک زاده

محیط زیست :خانم لیلا شوندی

زمان دار: آقای احسان غفوری

امداد گر: اقای دکتر جمال اشلی

گزارش : آقای فرزان اورنگی

پشتیبان برنامه: آقای بابک دکترزاده

هزینه برنامه: برای اعضا 205000 تومان و برای میهمانان 245000 تومان

انتن دهی موبایل: تقریبا تمام مسیر اپراتور های موبایل آنتن داشتند.

 

معرفی منطقه:

چهار باغ : چهارباغ، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان گرگان در استان گلستان ایران.
این روستا در دهستان استرآباد جنوبی قرار داشته  از محصولات سنتی و محلی این روستا می توان از دوغ، کشک، عسل و یا گوشت گوسفند نام برد و همچنین محصولات کشاورزی آن غالبا سیب زمینی و غلات بخصوص گندم و جو است. اهالی این روستا لباس سنتی خاص خود را هم دارند که در حال فراموشی است . وجود زرشک و گیاهان دارویی مانند بومادران و آویشن هم به فراوانی دیده می شود.این روستا در قسمت جنوبی کوه تلمبار  با ارتفاع 3080 متر قرار دارد.

پوشش گیاهی: دامنه جنوبی تلمبار دارای پوشش جنگلی درختان اورس است درختان اورس بصورت رونده تغییر شکل داده که اصطلاحا به آن اورس خرس بالشتی می گویند  که از نظر اهمیت و ارزش زیستگاهی و پراکنش آن در کشور و دنیا بی نظیر است و هر ساله  از مهمترین مراکز علمی دنیا برای تحقیق و پژوهش درختان اورس به این منطقه می آیند. واحد شمارش این درخت نفر می باشد نه اصله و این بدلیل آن است که اگر سر شاخه اصلی درخت قطع شود درخت خشگ خواهد شد و در واقع می میرد. دامنه شمالی پوشیده از جنگل های هیرکانی و چمنزار در پایین دست می باشد. و بوته های زرشک و درختان آلوچه و افرا  قابل مشاهده هستند.

پوشش جانوری:روباه ، شغال ، تشی ، خرس ، گرگ و پلنگ و مار و ...... که حضور گرگ و خرس مشهود بود.
گزارش برنامه:                                                    ***

  شب اول، چهارشنبه، یکم فروردین ۱۳۹۷ : ساعت 21:30 در چهار راه طالقانی محل جدید دفتر باشگاه گرد هم آمدیم . جناب آقای دکترزاده با توجه به کسالتی که داشتند . لطف کرده جهت بدرقه تیم و معرفی سرپرست برنامه حضور یافتند. با 12 نفر از همنوردان سوار بر یک دستگاه مینی بوس بعداز خداحافظی با آقای دکترزاده به سمت تهران حرکت کردیم با سه تن از همنوردان در میدان آزادی قرار داشتیم و پس از سوار کردن آنها از کمر بندی آزادگان به سمت جاده خاوران براه افتادیم . در بین راه چند جایی توقف های کوتاهی داشتیم وشام را هم در بین راه صرف کردیم.  در نهایت ساعت حدود 5:40 به شهر شاهرود رسیدیم . و با عبور از شاهرود وارد جاده بسطام شدیم و از اولین خروجی که به سمت جاده توسکستان می رفت از جاده بسطام خارج شدیم. بعداز حدود یک ساعت و ده دقیقه به 5 کیلومتری روستای چهارباغ در ارتفاع 2100 متری رسیدیم . در اینجا به دستور سرپرست از وسیله نقلیه پیاده شدیم و لوازمی را که نیاز نداشتیم در ماشین گذاشتیم و پس از صرف صبحانه و هماهنگ کردن روز و محل قرار بازگشت تیم با راننده ساعت 8:40 در جهت شمال و با عبور از رودخانه ای که آب کمی داشت . حرکت کردیم . در ابتدای مسیر سرپرست با جمع کردن تیم و گفتن شرح وظایف و معرفی همنوردان نکاتی را در خصوص برنامه های اتو استاپ یادآوری کردند. که مهمترین آن مدیریت غذا و آب بود . چون ممکن بود در بین راه چشمه ها خشک شده باشند و ... با بالا کشیدن از یک شیب در قسمت یال جنوبی قله تلمبار به راه خود ادامه دادیم . هر یک ساعت و گاهی هر 50 دقیقه استراحت می کردیم . مسیر پاکوب مشخصی داشت با طی  شیب ملایمی که  تا گوسفند سرای  قبل از گردنه قله بود ادامه مسیر دادیم . در اینجا سرپرست  به تیم مدت 25 دقیقه زمان  جهت صرف چای و تجدید قوا ( جهت همنوردانی که تجربه اولشان از اتواستاپ بود .) داد . در پایین دست گوسفند سرا چشمه آبی در درون دره بود که به صلاحدید سرپرست از آب آن بدلیل استقرار محل نگهداری گوسفندان در بالای آن استفاده نکردیم و با ذخیره 1.5 لیتر آبی که از ابتدای راه همراه مان بود ادامه مسیر دادیم سپس در جهت شمال و به سمت گردنه از طریق پاکوب ادامه مسیر دادیم تا به ارتفاع 2815 متری گردنه رسیدیم طبق گزارش های قبلی در این محل می بایستی چشمه آبی می بود . چشمه راحدود 60 متر پایین تر از گردنه و در سمت یال شمالی ، در پایین برف های بجا مانده از زمستان گذشته یافتیم . مسیر برفی و گاهی گل آلود بود. متاسفانه چشمه فاقد آب برای نوشیدن بود و در پایین آن آبشخوری جهت حیوانات تعبیه شده بود . لذا از آب آن استفاده نکردیم و به مسیر خود در جهت پاکوب مشخص ادامه دادیم . این قسمت ازمسیر دارای برف و گل فراوان بود و عبور از آن با احتیاط صورت گرفت زیرا هر آن  ممکن بود پای کسی لغزیده یا در گودال برفی فرو رود . (این قسمت در فصول بارش برف میتواند بهمن گیر باشد.) ساعت 14:15 به چمنزارصافی رسیدیم و بساط ناهار را پهن کردیم . حدود یک ساعت استراحت کرده و مجددا در مسیر پاکوب به سمت جنگل پیش رو و در جهت شمال حرکت کردیم . چشمه دیگری سر راه مان بود که آن هم مانند قبلی آبی جهت نوشیدن نداشت و رد پای خرسی بزرگ به همراه دو توله اش که مشخص بود روز قبل در آنجا بودند . ما را به این نتیجه رساند که محل مناسبی برای استراحت نمی باشد. لذا از برف ها گذر کرده و به سرعت ارتفاع را کم کردیم . بعضی از دوستان بدلیل عدم آمادگی جسمانی و سنگینی کوله ها خسته شده بودند . سرپرست تصمیم گرفت در زمان های کوتاه تر استراحت های بیشتری بدهد . بالاخره با این روش ساعت 18:30 به منطقه ییلاقی در بالادست  روستای زیارت رسیدیم تا اینجا تیم حدود 17 کیلومتر راه رفته بود . از یکی از خانه ها اجازه گرفتیم تا از شیر حیاط خانه آب برداشته و از سرویس بهداشتی استفاده کنیم . و در همان نزدیکی در یک سطح هموار کمپ را برقرار کردیم . بعد از زدن چادر ها و روشن کردن آتش ، شام را صرف کردیم   برخی کنار آتش نشسته و سیب زمینی آتیشی و چای ذغالی خوردند . ساعت بیدار باش فردا 8 صبح تعیین شد.

جمعه سوم فروردین ساعت 8 از خواب بیدار شدیم و در یک هوای نیمه ابری  به صرف صبحانه پرداختیم . تیم استراحت خوبی کرده بود لذا سرپرست تیم را جمع و برنامه پیمایش و مسیر را به اطلاع همنوردان رساند .بعد از جمع آوری کمپ ساعت حدود 9:30 در جهت غرب و در داخل چمنزاری زیبا شروع به حرکت کردیم بعد از طی مسافتی از طریق پاکوبی وارد جنگل شدیم . حدود 4 کیلومتر در مسیری بکر حرکت کردیم . در اینجا پاکوب ضعیف تر و شیب ها تند تر می شد. پس از بررسی محل و با توجه به شرایط تیم سرپرست دستور داد  بخشی از مسیر را برگردیم.  تا از راه ایمن تری به مسیر ادامه دهیم . حدود 500متر به عقب برگشتیم و از طریق یک دره که به سمت دره اصلی میرفت و شیب کمی داشت فرود آمدیم . ساعت تقریبا 11:45 بود . برخی از همنوردان کوله های سنگینی داشتند و گویا شرایط جسمانی شان مناسب ادامه برنامه و پیمایش و صعود به ارتفاع بالاتر را نداشت . در نزدیکی یک کلبه که به نظر متعلق به شکارچیان  بود در کنار چشمه آبی استراحت کردیم و سپس ازهمنوردان در خصوص وضعیت جسمانی وتوانایی ادامه مسیر پرس و جو شد . و چون برخی امکان صعود را نداشتند . و برنامه جهت آنان سنگین بود . به صلاحدید سرپرست مسیر قبلی حذف و مسیر جدیدی طراحی شده به اطلاع پشتیبان برنامه رسید. ناهار را همان جا صرف کردیم . برخی از همنوردان با کسب اجازه از سرپرست از فرصت استفاده کردندو. بعد از کمی استراحت به گشت و گذار در چمنزار بالا دست پرداختند . و برخی به چیدن اسفناج های خوشمزه در محل کمپ پرداختندو  سایرین هم به جمع آوری زباله های اطراف کمپ و تهیه آتش پرداختند.  

شام را در کنار آتش صرف کردیم . کمی بازی و خنده بر شادی مان افزود. با اطلاع یکی از همنوردان مبنی بر حضور تعدادی حیوان وحشی در نزدیکی کمپ ضمن شعله ور کردن آتش با یک گروه چند نفری و همراه داشتن چوب دستی گشتی زدیم و حیواناتی که به نظر از گرگ سانان بودند را متواری کردیم . شعله آتش را مجددا زیاد کرده و پس از گوشزد این که هیچ کس به تنهایی حق تردد در نقاط خلوت اطراف کمپ را ندارد به داخل چادر ها رفتیم .

روز شنبه چهارم فروردین ساعت 8  بیدار شدیم و ساعت 9:30 پس از صرف صبحانه و جمع آوری کمپ در جهت شمال و شمال شرق فرود آمدیم تا به سه راهی در انتهای روستای زیارت رسیدیم . در قهوه خانه سه راهی کمی استراحت کردیم و پس از نوشیدن آب و دوغ به سمت آبشار زیارت که در دره مجاور قهوه خانه بود و در جهت جنوب و راستای رود کم آب بود حرکت کردیم . بعداز پیمایش بیش از یک کیلومتر در شیبی ملایم و البته پر از گرد و خاک ماشین های عبوری به پارکینگ آبشار و در نهایت به خود آبشار رسیدیم . طاقچه کنار آبشار محل مناسبی جهت اتراق کردن و صرف ناهار بود . به پیشنهاد سرپرست از دکه پایین آبشار دیزی آتیشی همراه با مخلفات تهیه شد . پس از صرف آن و کمی استراحت و عکاسی در جهت جنوب و به سمت قهوه خانه ی واقع در سه راهی و نهایتا به سمت روستای زیارت حرکت کردیم . در امامزاده روستا در زمان استراحت بستنی را میهمان یکی از همنوردان شدیم . در اینجا دو تن از همنوردان با اجازه سرپرست برای دیدار دوستانشان از تیم جدا شدند . تیم در مسیر جاده ای روستای زیارت به سمت ناهارخوران به حرکت ادامه داد . در میانه راه بنابر پیشنهاد همنوردان وارد کافی شاپ شدیم و غبار و خسته گی مسیر را زدودیم . با هماهنگی سرپرست مینی بوس هم به محل کافی شاپ آمد . بعداز سوار شدن به سمت تهران حرکت کردیم در شهر ساری در یک رستوران شام مفصلی صرف شد. سپس از جاده فیروز کوه مراجعت نمودیم . در بین راه راننده که خواب آلود بود کمی استراحت کرد. و طبق دستور سرپرست به نوبت در کنار راننده نشستیم تا خستگی و خواب آلودگی باعث کاهش سطح هوشیاری نشود و هر از گاهی با پیاده شدن و صرف چای مانع بروز حادثه ای شویم.  در نهایت این برنامه مهیج و متنوع در ساعت 8 صبح روز یک شنبه پنجم فروردین در شهر کرج خاتمه یافت .

به امیددیداری دیگر

اعضا شرکت کننده

آبوم تصاویر