قله سبلان ( 4811 متر)



شرح برنامه

به نام خدا

کوهنورد عاشق، به زانو درخواهد آورد، جنون انجماد را، بر پیکر سپید سَبلان

 

نام برنامه: صعود قله سبلان (به زبان محلی ساوالان) به ارتفاع 4811 متر از مسیر شمال‌شرقی (استان اردبیل، جاده اردبیل به مشکین‌شهر، شهر لاهرود، منطقه آبگرم شابیل)، طول جغرافیایی ۴۷ درجه و ۵۰ دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۸ درجه و ۱۷ دقیقه شمالی

ارتفاع پایه کار: 2600 متر

ارتفاع پناهگاه: 3700 متر

ارتفاع قله: 4811 متر

اجراکننده: باشگاه کوهنوردی آسمان البرز

تعداد نفرات: 13 نفر

تاریخ اجرا: 1 و 2/06/1397

سرپرست برنامه: آقای فیروز رسولی

جلودار: آقای ابوالفضل بابایی

عقب‌دار: آقای محمد گلباز

عکاس: آقای بهزاد عبدالمالکی

پشتیبان برنامه: خانم آرزو خورشیدی

اسامی اعضای گروه: آقایان فیروز رسولی، رمضان محمدی سرشت، ابوالفضل بابایی، صادق اسدی، حمید انصاری، حسین عرب‌نژاد، مهدی بیک‌زاده، محمد گلباز، بهزاد عبدالمالکی، علی وهاب‌زاده، فرزان اورنگی و بانوان مهزاد خاوریان و کیمیا احمدنژاد

v    روز اول

کوهستان سبلان به‌طور کلی سه قله معروف دارد، قله بزرگ آن به سلطان مشهور است و دو قله دیگر آن به هرم و کسری مشهورند، هدف ما اما فتح قله بزرگتر بود که تقریباً اکثر کوهنوردان آن‌ را سبلان میخوانند. به این ترتیب برنامه با حرکت 3 نفر از اعضای تیم رأس ساعت 9 شب از ترمینال غرب تهران با یکدستگاه اتوبوس اسکانیا آغاز شد و بنا بود 9 نفر دیگرمون از پلیس‌راه کرج_قزوین به گروه اضافه شوند و نهایتاً آقای رسولی سرپرست برنامه رو مشکین‌شهر ملاقات کنیم. بلاخره ساعت 6:30 صبح تو هوای ابری، دوراهی لاهرود پیاده شدیم و آقای رسولی که از قبل به همراه سه دستگاه سواری منتظر ما بود رو دیدیم. کوله‌هارو از اتوبوس تخلیه کردیم و تو سواری‌ها بار زدیم و به سمت منطقه شابیل که پایه کار برنامه بود حرکت کردیم. خلاصه بعداز نیم ساعت گذشتن از دوراهی لاهرود تو یه هوای کاملاً مه گرفته به آبگرم شابیل رسیدیم و با نظر سرپرست قرار شد که همونجا صبونه بخوریم و بعد به سمت پناهگاه حرکت کنیم. در خصوص منطقه شابیل ذکر این نکته الزامیه که شامل 2 محوطه آبگرم شابیل و قوتورسویی هست که علاقه‌مندای زیادی رو برای آبدرمانی و لذت آب‌تنی تو آبگرم معدنی اونجا به طرف خودش جذب میکنه و ما هم سرمست از اینکه بعد از صعود سبلان خستگی مسیر رو تو این آبگرم از تن به در میکنیم آماده حرکت شدیم. تو هوای کاملاً مه‌گرفته و خنک که برای ما که از تهران و کرج گرم به اینجا رسیده بودیم خیلی دلچسب بود، صبحونه رو خوردیم و بعد از گرفتن چنتا عکس ساعت 8:30 آماده حرکت خودمون به سمت پناهگاه سبلان شدیم. در طول مسیر بعد از هر یکساعت استراحت کوتاهی می‌کردیم تا نفسی تازه کرده و آبی بنوشیم و دوباره به دامان سبلان قدم بذاریم. همونطور که از سبلان انتظار می‌رفت پذیرایی مفصلی از ما کرد، هوای خنک و مه‌گرفته، گله‌های مختلف گوسفند و بز و عطر بومادران و آویشن تو فضا از جمله مهمانوازی‌هاش بود که البته با چاشنی آواز خوندن گاهگاهی بچه‌های گروه دلپذیرتر هم شد. پیمایش ما حدود 6 ساعت زمان برد تا حدود ساعت 2:30 به پناهگاه شلوغ و پرازدحام سبلان رسیدیم. پرازدحام به این دلیل که از مسیری که ما طبق نظر آقای رسولی صعود کردیم هیچ گروه و هیچ کوهنوردی رو ندیده بودیم تا اینکه نزدیک پناهگاه، تمام اون خلوتی جای خودشو با خیل عظیم کوهنوردان و چادرهاشون و تعداد بسیار زیادی لندروورهای اونجا عوض کرد. تصمیم بر این شد تا ما کمی بالادست پناهگاه و با فاصله نسبت به اکثر چادرها کمپ رو برپا کنیم تا استراحت خوبی رو قبل صعود داشته باشیم. خب این بنظر ساده هم نبود چون به محض پیدا کردن محل مناسب برای کمپ دوستان کوهنوردی که شب قبل اونجا بودن به ما هشدار دادن که خرس بازیگوشی دیشب حسابی همه رو ترسونده و تا نزدیکی‌های چادرها هم اومده و حتی به چنتا چادر خسارت هم وارد کرده، اما خب این باعث نشد ما از تصمیمون مبنی بر برپایی کمپ منصرف بشیم. چادرها برپا شد، نهار صرف شد و خب تمام اون مه و ابرهایی که هنگام صعود کوهپایه سبلان رو در بر گرفته بودن، حالا و در محل پناهگاه زیر پامون بودن و صحنه بینظیری رو خلق کردن، طوریکه تمام کوهنوردان از جمله هم‌تیمی‌های خودمون لحظه‌ای رو برای فیلمبرداری و تهیه عکس یادگاری از دست ندادن، واقعاً منظره زیبایی بود، دریای بیکرانی از ابر تا کیلومترها که چشم توان دیدن داشت کوهپایه‌هارو پوشانده بودن و ما بالای ابرها، سرخوش و سرحال محو تماشا بودیم. به این سرخوشی، بزن و برقص و آوازخوندن دم غروب رو هم اضافه کنید که حسابی خوشحالیمون رو از اونجا بودن به رخ کشیدیم. قرار شد بعد از صرف شام و غروب آفتاب تمامی اعضای تیم آماده استراحت بشن و بعد از ساعت 8 دیگه کسی بیدار نمونه، همینطور هم شد و با رویای صعود شبانه سبلان همگی به خواب رفتیم.

 

 

 

v    روز دوم

ساعت 00:30 بعد از نیمه شب طبق قرار بیدار شدیم و آقای رسولی گفتن که آماده بشیم و مقداری صبحانه سبک بخوریم و ساعت 1 همگی بیرون از چادرها، آماده صعود بودیم. تو تاریکی شب و با نور چراغ پیشانی شروع به حرکت کردیم. شیب تند و نفسگیر انتظارمون رو میکشید، قدم‌های استوار آقای رسولی دلگرمی خاصی بهمون می‌داد. انگار پاکوب با قدم‌های آقای رسولی یه رفاقت دیرینه و خیلی قدیمی داشتن و به ما میگفتن که به این دوستی بیش از این‌ها باید اعتماد کرد. مثل دیروز هر یکساعت، چند دقیقه استراحت کوتاه میکردیم که البته این زمان نزدیکای قله کمی از یکساعت کمتر شده بود. شاید دلیلش سرمای هوا و کمی هم بیخوابی بود که یکم همگی رو از نفس انداخته بود، یجورایی چهره سرسخت سبلان داشت ما رو به چالش می‌کشوند. بعد از گذر از سنگ قارتال، آخرین استراحت رو کنار سنگ محراب داشتیم که اولین تشعشعات طلوع خورشید نوید از یه روز خاطره انگیز رو می‌داد، بعد از گذر از اون محل شیب تند مسیر کاملاً تغییر کرد و با یه شیب ملایم به سمت قله حرکت کردیم و ساعت 7 صبح با خستگی عبور از شبی سرد و نفسگیر، با شادی حضور کنار دریاچه قله سبلان دلامون گرم شد. با وجود وزش باد نسبتاً تندی که از جهت مخالف می‌وزید شروع به تهیه عکس یادگاری و فیلم تو اون محل فوق‌العاده کردیم. کنار اون دریاچه، قله سبلان، بام شمالغرب ایران، غرور خطه آذری‌زبان کشور عزیزمون، حس و حال عجیبی داشتیم که تفسیرش خیلی سخته، فقط باید اونجا بود تا حسش کرد. دیگه وقت فرود رسیده بود و سرما به حدی بود که امکان صبونه خوردن رو قله رو نداشتیم و باید ارتفاع کم میکردیم. آخرین دیدارهامون با فضای زیبای قله رو انجام دادیم و به راه افتادیم. مهمترین موضوعی که هنگام فرود میتونم بگم جمعیت کثیری از علاقه‌مندان به کوهنوردی بود که به صورت گروه‌های چندنفری و بعضی هم تکی در حال صعود بودن و تعدادشون به حدی بود که قابل شمارش نبودن، ماهم به بعضی‌هاشون خوش و بش چندثانیه‌ای رو انجام می‌دادیم و از آقای رسولی دائم تشکر می‌کردیم که برنامه رو طوری طراحی کرده بودن که شبونه به قله صعود کنیم. حدوده 3 ساعت زمان طی شد تا مجدد به محل کمپ رسیدیم و خب خرس بازیگوش مورد بحث مثل اینکه بازم خبرساز شده بود و ما اولین کاری که کردیم چک کردن دورتادور چادرهامون بود تا ببینیم آیا سمت محل کمپ ما هم اومده یا نه که خداروشکر اینطور نبود و ما از شبیخون این دوست عزیز در امان مونده بودیم. بلافاصله بساط نهار تو چادرها برپا شد و حسابی دلی از عذا درآوردیم و ساعت 12 ظهر که کمی هم استراحت کرده بودیم چادرها جمع‌آوری شدن و کوله‌هارو بستیم و به سمت پناهگاه راه افتاده تا با لندروورهای اونجا به سمت شابیل برگردیم. بالا و پایین پریدن تو جاده ناهموار و لندروورهای خشک طوری بود که فقط آبگرم شابیل میتونست جبرانش کنه. و همینطور هم شد، طبق قرار قبلی رفتیم به سمت آبگرم و بانوان گروه از ما جدا شدن و ماهم رفتیم به سمت قسمت آقایان. آبتنی اونجا که ساعت 4 تموم شد به قدری کارساز بود که به کلی خستگی صعود سخت شب گذشته، فرود امروز صبح از قله، بالا و پایین پریدن تو لندروور و ... همگی از بین رفت و واقعاً خیلی چسبید. با هماهنگی‌های انجام‌شده آقای رسولی ساعت 8:30 شب از ترمینال مشکین‌شهر بلیط داشتیم تا به سمت کرج و تهران حرکت کنیم و هیچی این زمان باقیمونده تا حرکتمون رو با یه نهار خوشمزه پر نمی‌کرد. نهار رو تو رستورانی مرتب و تمیز و با غذایی خوشمزه اطراف مشکین‌شهر صرف کردیم و اومدیم به ترمینال تا آماده برگشت بشیم. آقای رسولی قبل از حرکت اتبوس با بچه‌ها خداحافظی کردن و به سمت تبریز رهسپار شدن و بقیه اعضای گروه هم رأس ساعت 8:30 سوار بر اتوبوس به سمت مقصد به راه افتادن. صبح فردا ساعت 5:30 به کرج رسیدیم و 9 نفر از هم‌تیمی‌ها به برنامه خودشون پایان دادن و 3 نفر باقیمونده هم ساعت 6:30 به ترمینال غرب رسیدیم و اینجا پایانی بود بر صعود قله زیبای سبلان.

v    نکات قابل ذکر

اول اینکه در تمام طول برنامه آقای رسولی و آقای بیک‌زاده با پشتیبان برنامه خانم خورشیدی در ارتباط بودن و گزارش کامل و لحظه به لحظه رو به ایشون ارائه میدادن.

دوم پرچم‌های نصب شده در طول مسیر به فواصل مشخص بود که همگی دارای شماره بوده و راهنمای مسیر به شمار میرفتن.

سوم اینکه شوربختانه در طول مسیر خصوصاً بر روی دیواره سنگ محراب سنگ‌نبشته‌های بسیاری مشاهد می شد و این عادت نه چندان جالب کمی چشم‌ها رو آزار می‌داد.

و چهارم و بازهم شوربختانه مشاهده حجم عظیم زباله‌های تولیدی توسط کوهنوردان اطراف محوطه پناهگاه بود که نظارت جدی‌تر فدراسیون و سازمان‌های مربوطه مبنی بر انتقال این زباله‌ها به پایین کوه سبلان را می‌طلبد.

تهیه گزارش: کیمیا احمدنژاد و فرزان اورنگی

 

بر مخمل ابر آرمیدی سبلان

در ملک ستبر آرمیدی سبلان

گرچه دل تو سرد و خموش است ولی

با گرمی و صبر آرمیدی سبلان

گالری عکس:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


                           

 

 

 

 

 

اعضا شرکت کننده

آبوم تصاویر