ییلاقات دلیر و الیت



شرح برنامه

نام برنامه:ییلاقات دلیر و الیت
تاریخ اجرا:۱۷و۱۸/۴/۹۷
نام سرپرست:شهباز علیزاده
شرکت کنندگان:
اعضا:خانم ها :نسرین صابری..آرزو خورشیدی.سپیده بهنیا.شهلا کمالی فر.لیلا شمس
اعضای آقایان:بابک دکتر زاده ، علی آمیغ
مهمان ها. احمد رضا قلی ، حسین عرب نژاد،زهرا کمالی فر ، ماهوش رزاقی ، هادی رضاقلی ، ناصر صفوی ، فاطمه تقی زاده ،زهرا سلیمانی ، رضوان جلیلی
مسیر دسترسی:جاده چالوس..محودهٔ مرزن آباد
شرایط آب و هوایی منطفه:یکشنبه شب مه آلود و بارانی ،دوشنبه نیمه ابری ،،آفتابی
آنت دهی موبایل:در ارتفاعات،محدود
هزینه برنامه:۱۲۰هزار تومن
 گوش کن جاده صدا می زند از دور،قدم های تو را،،،،چشم تو زینت تاریکی نیست،،،،،پلک ها را بتکان،کفش به پا کن و بیا،،،،،و بیا تا جایی که،پر ماه به انگشت تو هشدار دهد....
گزارش برنامه:برای یک سفر یک و نیم روزه ،عصر روز یکشنبه ساعت ۵/۱۵دقیقه از مقابل باشگاه ،با یکدستگاه مینی بوس تکمیل و یک دستگاه سواری ،بسمت جاده چالوس حرکت کردیم ..
گرمای بیسابقه مرداد ماه،بی تابی عزیزان را بدنبال داشت ،تا زمانی که از محدودهٔ شهری دور شدیم ونسیم خنک کوهستان،و رودخانه و جنگل تا حدودی باعث آرامش و راحتی مسافران گردید
 جاده نسبتا خلوت و ترافیک مناسب بود،بدین ترتیب،در ساعت ۸بعد از ظهر به پل زنگوله داغ رسیدیم،توقفی کوتاه و استراحتی و شگفتی فراوان از انبوهی مه،در ارتفاعات
 حرکت دوباره در جاده همزمان گردید با افزایش مه در ارتفاعات و دره ها که زیبایی وصف ناپذیری بوجود آورده بود،و قطرات باران،که ریز ریز و نم نم به مسافران خوشامد می گفت
با چنین شرایط رویایی در بیرون وفضایی گرم ؤصمیمی و شاد در داخل مینی بوس،ساعت نه ونیم به مقصد رسیدیم.
محل شب مانی منزل روستایی یکی از دوستان همراهمان بود ،خانه. ای بس با صفا ،زیبا ،تمیز و درعین حال ساده،که صمیمیت در آن موج می زد،با چشم اندازی از کوه وجنگل و دره،هوایی مه آلود و بارانی،وصدای پایکوبی قطرات باران بر برگ درختان.
عزیزان همسفر بعد از استقرار و خستگی در کردن،دستجمعی آماده تهیه شام شدند..البته زحمت اصلی را یکی از آقایان با کباب خوشمزه ای که تهیه کردند ،تقبل نمودند ،بهرحال شام ،کباب کوبیده با چلو ایرانی صرف شد،بعد از آن مراسم کامل معارفه در حالی که امواج،کنجکاو مه به درون اناق سرک می کشیدند،خاتمه یافت شب خوبی بود و بدنبالش خواب دل چسبی ،عده ای در اتاق ،چند نفری در چادر وبیرون از ساختمان و تعدادی هم در کیسه خواب.  در تراس ساختمان شب را به صبح رساندند...

روز دوشنبه ساعت شش،بیدارباش بود و همگی در ساعت ۸در حالیکه صبحانه ،املت خوشمزه ای را خورده بودند،آماده گشت و گذار در یک روز دلپذیر در دامان طبیعت سوا ر مینی بوس شدند.
مسیر حرکت خاکی و پر پیچ بود ،حدود ۵۰دقیقه مینی بوس سواری و بعد از آن پیمایشی سبک در کنار مزارع و مرغزار ها و دشت های چشم نواز و جنگل های سرسبز ونوشیدن آب سبک و گوارای چشمه را داشتیم...وآن گاه عازم بازگشت شدیم..
ناگفته نماند در همان ابتدای کار ،چند نفری که آمادگی جسمانی پیمایش را نداشتند،ماندگار شدند و بقیه پس از پیمایش به آنها ملحق شدند،
ناهار در همان منطقه در فضایی امن و آرام،زیر سایه خنکای درختان ،بطور اشتراکی صرف شد و سپس عازم محل اولیه اسکان شدیم
در منزل روستایی،،،،بعد از خوردن چای ،کوله و بار و بندیل سفر را مرتب نموده،وسوار مینی بوس و سواری شده و بسمت کرج حرکت کردیم..
اتوبان ترافیک سنگینی نداشت ،بهمین علت با یک توقف در مسیر و خوردن عصرانه و استراحتی کوتاه ...در حالی سفر به پایان رسید که تحت تاثیر فضای شاد ایجاد شده داخل مینی بوس و بخصوص بازی جذاب پانتومیم،هنوز سرخوش و سبکبال بودیم...
در ساعت نه همگی بسلامت در مقابل باشگاه بودیم..
با تشکر ویژه از مسئولین برنامه و همه کسانی که در ایجاد ساعات و لحظاتی بیاد ماندنی زحمت کشیدند،و حضورشان باعث دل گرمی دیگران گردید..‌بخصوص ،خانم ها صابری عزیز ،خورشیدی همراه و مسئول،بهنیا با آفرینش شادی هایشان،آقایان،دکتر زاده ،که حضورشان آرامش داشت،هادی بخاطر غذاها و هنرمندی و صبوریشان،آقای آمیغ،با مدیریت پنهان وعکس های زیبایشان،ودر نهایت آقای علیزاده،لیدر صبور و آرام و مسئول برنامه. 
وتک تک کسانی که حضور داشتند و سفر را خاطره انگیز کردند و اگر نامشان ذکر نشده است ،پوزش می خواهم ..‌تا سفر دیگر و درودی دیگر بدرود

اعضا شرکت کننده

آبوم تصاویر