گزارش برنامه اتواستاپ ایذه



شرح برنامه

 

گزارش سفر دریاچه های کارون و ایذه.  فروردین ۹۷از ۶ تا. ۱۱...

تعداد همسفران ۱۸ نفر از زیر دو سال داشتیم تا بالای ۶۰سال

وسیله سفر بنا بر موقعیت...اتوبوس...مینی بوس...قایق

سفر ساعت ۵ عصر روز دوشنبه از ترمینال جنوب با اتوبوس ،آغاز شد..حرکت بسمت جنوب مسیر قم، سلفچگان،اصفهان،و سرانجام ایذه ادامه یافت

البته توفقی کوتاه در رستورانی کنار اتوبان قم برای نماز و صرف شام داشتیم..

 

ساعت ۵صبح روز سه شنبه هفتم فروردین به روستای رکعت در ۴۰کیلومتری ایذه رسیدیم..اقامتگاه در این روستا ،مشرف به دریاچه کارون ۳(دریاچه سومین سد)با چشم اندازی از مزارع گندم و جو ،آبی آب ،وکوهای سبز و درختان بلوط بسیار زیبا بود...اقامتگاه تمیز و مرتب ،با امکانات مناسب،جای آرامی برای استراحت و اتراق بود

 

افراد گروه پس از کمی استراحت و مرتب نمودن کوله ها در ساعت ۸،بصرف صبحانه ای دلچسب و متنوع پرداختند

در محل اقامت آنتن دهی موبایل وجود نداشت...و آب مصرفی هم از ذخیره آب منبع ،استفاده میشد،بنابراین همسفران ،در نهایت لطف و مهربانی در مصرف آب دقت می کردند

 

لازم است گفته شود بعضی از افراد گروه از قبل با هم آشنا بودن وبعضی بار اول بود که همدیگر را می دیدند.ولی در همان چند ساعت اول همگی با هم صمیمی و دوست شدند و جمعی خوب و دوست داشتنی ایجاد شد..

در اطراف دریاچه امکان بر پایی چادر بشرط تهیه آب مصرفی هم وجود داشت.

 

هفتم فروردین.....بعد از صرف صبحانه در ساعت ۸و۴۵ دقیقه گروه با مینی بوس عازم کمپ گردشگری رزاس گردید

مسیر حرکت ،کوههایی پوشیده از مخمل سبز و گل بوته های درخت زیبای بلوط،هوای عالی ،لطیف و تمیز،سفر صبح گاهی را دلنشین کرد

بعد از یکساعت،به کمپ رزاس،و از آنجا با ۳۰دقیقه،پیاده روی،به کنار دریاچه کارون ۳(سومین سد کارون) رسیده ،واز قایق سواری روی دریاچه لذت بردیم ،و در ساحل دیگر ،با کمی پیاده روی ،در روستای دهدز،کنار رودخانه در خنکای مهربون درخت بلوط بصرف ناهار و استراحت پرداختیم،،از طبیعت انرژی گرفتیم و ساعت ۵ عصر به روستای رکعت بر گشتیم.

شام را در اقامتگاه،در محفلی دوستانه و پر از مهربانی خوردیم .وبعد از شام کیک و تولد بسیار مختصر ولی بسیار باصفا،برای یکی از خانم های گروه(که همسرش تهیه دیده بود)داشتیم.

 

هشتم فروردین....ساعت ۹ صبح بعد از صرف صبحانه،و بستن کوله ها با دو دستگاه مینی بوس،از روستای رکعت بسمت ایذه عازم شدیم

در مسیر ،از منطقهٔ تاریخی و شگفت انگیز ،اشکفت سلمان،با داشتن بزرگترین خط نوشتهٔ میخی از دورهٔ ایلامی و هم چنین نقش برجسته ای که برای اولین بار زن و مرد را دوشادوش و در کنار هم نشان میدهد ،دیدن کردیم.

این منطقه،علاوه بر ارزش تاریخی و فرهنگی فوق العاده ای  که دارد ،از طبیعت زیبایی برخوردار است،که متاسفانه،خشکسالی و کم آبی و عدم توجه کافی،به حفظ و نگهداری،از زیبایی آن ،تا حدودی کاسته است..

در سفر به ایذه می توانید ،ازسبزی های محلی خوش عطر و بو ،استفاده کنید،(بو سور یا بن سرخ -نوعی تره...كوردیم-نوعی سبزی با طعم تند و تیز...و قارچ محلی که درست بعد از رعد و برق در ارتفاعات برفگیر ،از زیر برف بیرون میاید و بسیار کمیاب و مغذی و گرانقیمت است)

 

در ایذه  ،میهمان آقای دکتر حسین شاه ولی ،که الحق اسم و فامیل بامسمایی دارند،و از دوستان آقای دکتر علی آمیغ،هستند ،بودیم خانه ای با صفا و میزبانی دریا دل و بزرگوار ،لحظاتی بیاد ماندنی را برایمان رقم زد

بعد از صرف ناهار،در روستایی خارج از شهر ،به منطقه باستانی کول فرح رفتیم،....کول فرح در ۷ کیلومتری شمال شرق ایذه قرار دارد و دارای نقش برجسته هایی از دوران عیلامیان(ایلام کهن)می باشد..

هم چنین شاهد شاهنامه خوانی توسط هنر جویان خردسالی بودیم که بسیار توانا اجرا کردند..وهدف اصلی،، تلاش گروهی از دوست داران طبیعت بمنظور جلوگیری از انتقال آب کارون به استان های دیگر بود...گروهی که نگران خشگی بیش از حد کارون و افزایش مشکلات زیست محیطی هستند...

و سرانجام ،شام را در منزل آقای دکتر مهمان بودیم و اتراق کردیم

 

نهم فروردین...

ساعت ۹و۳۰دقیقهٔ صبح ،صبحانه خورده ،بار و بنه را بستیم،و با دو دستگاه ون بسمت مسجد سلیمان و سد شهید عباسپور ،ایذه را ترک کردیم.

قبل از مسجد سلیمان در محدودهٔ،سد شهید عباسپور ،از وسیله نقلیه پیاده شده و با قایق بسمت روستای سید احمد در کنار دریاچه کارون ،حرکت کردیم

ناگفته نماند روستای سید احمد و بسیاری از نواحی این قسمت ،در حال حاضر تغییرات بسیار داشته اند

در واقع  بعلت پایین رفتن آب رودخانهٔ کارون (حدود سه متر در سال های اخیر)شکل طبیعی محیط دگر گون شده و به وسعت خشگی افزوده شده است.

کمی دورتر از روستای سید احمد،در کنار رودخانه،با حدود ۱۵دقیقه پیاده روی،در سطحی هموار در بلندایی مشرف به دریاچه که با پوششی سبز مفروش شده بود در سایهٔ درختان بلوط ،چادر ها  را برپا کردیم

ناهار جوجه کبابی که بوسیله دوستان تهیه شده بود ،خیلی خوشمزه بود..

عصر وقت آزادی وجود داشت که به استراحت در چادرها ،گشت در اطراف،وآب تنی.در دریاچه گذشت.

شب مهربانی و گرمای آتش همه یاران را دور هم جمع کرد و اوقاتی به شام و چای و گپ و گفتگو گذشت ..تا ساعت خواب

 

دهم فروردین

بعضی افراد گروه صبح زود قبل از صبحانه به کوهنوردی رفتن،،بعضی بیشتر خوابیدن،ولی بهر حال همگی بعد از صبحانه عازم گشت و گذار در نواحی دیدنی شدن..

ناگفته نماند ،برنامه تهیه شام و ناهار در این مدت از طرف سرپرست گروه اعلام شده بود ، معمولا هر وعده دونفر مسئول تهیه غذا بودند،که انصافا غذاهای خوشمزه ای درست کردند

 

بازدید های روز دهم

با قایق از آبشاری زیبا در کنار دریاچه دیدن کردیم...پیاده شدیم ...در آبها راه رفتیم ،عکس انداختیم....و متاسفانه زیر آبشار نرفتیم....از اثر فرسایش آب میشد به کوچک شدن آبشار پی برد...

سپس از سه ناحیه دیگر بازدید کردیم که هر سه در یک منطقه در امتداد رودخانه ای بود که اکنون به مسیری کاملا خشک و قابل پیاده روی تبدیل شده است..

اثر فرسایش و رسوب گذاری آب در این ناحیه نقوش جالب و شگفت انگیزی را ایجاد کرده است که نشان ازهنرمندی و خلاقیت طبیعت،دارد...

دره پرندگان یکی از این نواحی بود،علت نامگذاری این دره بنام پرندگان ،وفور و تنوع پرندگان است....نقوش فوق العاده زیبایی دست طبیعت در این دره ایجاد کرده،از جمله مجسمه های رسوبی که با شباهت به انسان،اهالی بومی را باین باور رسانده  که این ها پریان دریایی هستن که طلسم شده اند..

دیگر پل سنگی بی نهایت زیبا در این ناحیه می باشد که اتصال دو ناحیه مجاور کوهستانی را امکان پذیر می سازد...وبعلت استحکام و ارتفاعی که دارد،در گذشته دژ محکم و سنگر اهالی در مقابل دشمنان بوده است

هم چنان در امتداد بسترخشک شدهٔ رودخانه به گورستانی قدیمی میرسیم ،که بعضا یک قرن قدمت دارند و با مجسمه های شیر،که نماد قدرت و توانمندی است ،مزین گردیده...

 

روز یازدهم

امروز روز حرکت و خاتمه سفر است

قرار بر این شد که همگی ساعت دوازده ظهر کاملا آماده کوله بسته ،چادر جمع شده،ناهار خورده و حرکت

با این حساب کسانی که صبح زود قبل از صبحانه به کوه رفته بودن زودتر برگشتن..

کسانی هم از فرصت استفاده کردند به قایقرانی و شنا در دریاچه رفتند

بهر حال همگی با توجه به زمان ،بموقع آماده شدند ،ناهار را ساعت دوازده خوردیم ...ساعت یک با قایق به محل توقف،ون های آماده حرکت رسیدیم و بسمت ترمینال ایذه عازم شدیم

ساعت ۵عصر از ایذه به قصد تهران راه افتادیم و ساعت ۶صبح روز دوازدهم فروردین در ترمینال جنوب بودیم و خاتمهٔ ،سفری پر هیجان ،پر از تجربه،پر از دوستان خوب،...

محدودهٔ سد شهید عباسپور زیبایی طبیعی بی نظیری از رودخانه،کوهستان،دشت،درخت بلوط،و آثار زیبای فرسایشی و آبرفتی در خود جای داده است

وهم چنین تنی چند از اهالی بومی با بر پایی چادر بفروش و رفع نیاز های اولیه گردشگران ،می پردازند.از قبیل نان ،آب،وغیره

در خاتمه لازم به ذکر است که اگر چه سفر با همکاری و مساعدت همنوردان عزیز تبدیل به خاطره ای خوش و بیاد ماندنی برای افراد گروه گردید ...

ولی حتما باید تشکر ویژه ای داشته باشیم از جناب آقای دکتر علی آمیغ،که در برنامه ریزی سفر ،تامین محل اقامتگاه ،و هماهنگی با وسایل تقلیه،وهماهنگی باسایر افراد گروه  بسیار صبورانه و با بردباری هرچه تمامتر قبول زحمت فرمودند

هم چنین سپاس فراوان از جناب آقای دکتر حسین شاه ولی،دوست و همکار آقای دکتر آمیغ،که با محبتی وصف ناشدنی ،از سر صدق و صفا و با گشاده رویی فراوان،منزل مسکونی خودشان را با تمام امکانات در اختیار ما گذاشتند،ودر پذیرایی ناهار و شام و صبحانه که مهمان ایشان بودیم،،،لطف و مهری،جبران ناپذیر داشتند...

وسرانجام از آقای طاهری عزیز ،بعنوان سرپرست صبور و خوش رو ی گروه باید تشکر کرد

 

وهم چنین از همکاری خانم ها و سایر همنوردان عزیز بسیار سپاس گزارم..

بامید سفر ی دیگر و تجربه ای دیگر

اعضا شرکت کننده

وحید طاهری - سعداله بیک زاده -

آبوم تصاویر